مشوشست دلم از کرشمهٔ سلمی


چنان که خاطر مجنون ز طرهٔ لیلی

چو گل شکر دهیم در دل شود تسکین


چو ترش روی شوی وارهانی از صفری

به غنچهٔ تو شکر خنده نشانهٔ باده


به سنبل تو در گوش مهرهٔ افعی

ببرده نرگس تو آب جادوی بابل


گشاده غنچهٔ تو باب معجز موسی